چرا ادبیات؟ - تاریخ: 1405/6/30 ساعت: 18:20
دست خط دل چرا ادبیات؟... چرا ادبیات؟!ما انسان ها در زمانه ای زندگی می کنیم که شرایط بغرنج و مشغله های بسیار هروقت خسته ی مان می کند ترجیح می دهیم برای لحظاتی هرچند کوتاه از کشمکش های روزانه فارغ شویم و برای رهایی از آنها چاره ای بیندیشیم. قصه سازی و قصه گویی یکی از ترفندهای جذاب و پرنشاط برای رفع ای...
آموزش کامل بال پرواز ؛ هر آنچه باید بدانید - تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:18
بال پروازدر این صفحه، اطلاعات مفیدی درباره بال پرواز در اختیار شما قرار می‌گیرد. چرا در این دنیای کوچک آدم ها از هم دور هستند؟همه سرگرم کارهای خود هستند.دیگر به هیچ چیز فکر نمی کنند.خودشان را درگیر مشغله کردند.دقیقا میشه اظهار داشت که نصف بیشتر آدم ها سرشان را...چرا در این دنیای کوچک آدم ها از هم دو...
اطلاعات جامع درباره فضای مجازی ؛ تاریخ، جزئیات و حواشی - تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:18
فضای مجازیدر این مطلب، به پرسش‌های رایج درباره فضای مجازی نیز پرداخته‌ایم. کم و بیش چیزهایی راجع به آن شنیده بودم،اما با آن آشنایی مفصل نداشتم.کنجکاوانه در صدد آن بودم تا راز این فضای عجیب را کشف کنم،فضای مجازی را می گویم. بالاخره یک بار فرصت این به من...کم و بیش چیزهایی راجع به آن شنیده بودم،اما با...
همه چیز درباره خسته دغدغه ها ؛ زمان پخش و جزئیات کامل - تاریخ: 1405/5/1 ساعت: 14:18
خسته از دغدغه هادر این مطلب، تلاش کرده‌ایم تصویری روشن از خسته از دغدغه ها ارائه دهیم. کاش بروم جایی از همه دورتنها و غوطه ور در دنیای خیالمن باشم و دمی باشد و یک ورق کتابکلبه ای مسکوتو چراغکی که سوسو بزند در تنهایی خویشآزاد باشم من شاید در تالاب اندیشه ها گم بشوم،...کاش بروم جایی از همه دورتنها و غ...
- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 18:07
آمده ام کلمات را آب و جارو کنم، قاب خاطرات را دستمال بکشم و به این صفحه ی خاکستر نشین سلامی بکنم..خیلی وقته این صفحه رو به امان خدا ول کردم و چیزی ننوشتم. اون قدیما زمانی که تازه وارد دهه ی دوم زندگیم شده بودم، انشاهام رو اینجا به اشتراک میذاشتم حالا که دهه ی دوم زندگیم هم کامل شده اومدم تا سری به ن...
خسته از دغدغه ها - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 13:20
کاش بروم جایی از همه دورتنها و غوطه ور در دنیای خیالمن باشم و دمی باشد و یک ورق کتابکلبه ای مسکوتو چراغکی که سوسو بزند در تنهایی خویشآزاد باشم من شاید در تالاب اندیشه ها گم بشوم، همراه قایقی کاغذیخسته از دغدغه هابه دور از دغدغه هابا پارویی از جنس قلم حریصانه به جنگ با کلمات بروم و چه روزیست آن روزخو...
چرا ادبیات؟... - تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 13:20
چرا ادبیات؟!ما انسان ها در زمانه ای زندگی می کنیم که شرایط بغرنج و مشغله های بسیار هروقت خسته ی مان می کند ترجیح می دهیم برای لحظاتی هرچند کوتاه از کشمکش های روزانه فارغ شویم و برای رهایی از آنها چاره ای بیندیشیم. قصه سازی و قصه گویی یکی از ترفندهای جذاب و پرنشاط برای رفع این مشکل خواهد بود. اگر کمی...
مجموعه داستان های از دیروز تا امروز"دوران زمانه" - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 0:20
خوانندگان عزیز و محترم لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنند...
خدا - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:42
اگر دیدی کسی را کنارت نداری،اگر دیدی تنهایی،ناراحت نباش.خدا به تو نزدیک است. + نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۵ساعت 14:27&nbsp توسط زینب خاتون |
جاده ی زندگی - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:42
جاده ی زندگی بی انتهاست.پر از فراز و نشیب و پستی و بلندی.زندگی پر است از چاله های پرخطر. و تو در این جاده به سوی سرنوشت پیش می روی.قدم هایت را درست بردار شاید... دیگر نتوانی برگردی. + نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۵ساعت 14:32&nbsp توسط زینب خاتون |
جمله ی کوتاه کوتاه - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:42
مهم نیست که در آزمون تفاوت با دیگران برترین باشم،این مهم است که در آزمون زندگی بهترین باشم. + نوشته شده در چهارشنبه نهم تیر ۱۳۹۵ساعت 15:57&nbsp توسط زینب خاتون |
گناه - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:42
خداوندا کوله بارم سرشار از گناه است.چه مقدار از قطرات باران چشمانم کفاف چشم پوشی ات از آن ها را می دهد؟ + نوشته شده در چهارشنبه سی ام تیر ۱۳۹۵ساعت 21:44&nbsp توسط زینب خاتون |
مرگ - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:42
خداوندا... دوست دارم مرگ برایم مانند رفتن به مراسم اهدای جایزه باشد،نه مانند وحشت فرو رفتن در باتلاق ترس و پشیمانی. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۵ساعت 16:16&nbsp توسط زینب خاتون |
فضای مجازی - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:42
کم و بیش چیزهایی راجع به آن شنیده بودم،اما با آن آشنایی کامل نداشتم.کنجکاوانه در صدد آن بودم تا راز این فضای عجیب را کشف کنم،فضای مجازی را می گویم. بالاخره یک بار فرصت این به من دست داد تا ذهن پرسشگرم را آرام کنم.با اشاره انگشتانم و لمس صفحه شیشه ای به دنیای دیگری وارد شدم.انگار آن صفحه شیشه ای، پنج...
اعتکاف - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:42
اعتکاف تحولیست برای تازه شدن روحتحولی برای خدایی شدنچه زیباست که میشود گناهان گذشته را در سه شبانه روز پاک و دلها را به خالق خود نزدیک کرداعتکاف همان فرصتست برای بازگشتحیات بخش دوباره ی وجود...و اینک چون طفلی تازه آمده پاک میشویاعتکاف ساختمان وجودی بندگان رااز نو میسازددیوارهای ویرانه ی بندگی را آجر...
طلایی بمان گندم - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:42
چشمانم را میبندم. باد ملایمی به صورتم می خورد. لبه ی وانت آبی رنگ پدرم نشسته ام. چشمانم را باز و اطراف را نگاه میکنم. با این حال که آفتاب از پشت کوه بیرون نیامده اما هوا روشن است.درختان سرسبز خبر از نزدیک شدن می دهند. با اشتیاق به مزرعه های اطراف نگاه میکنم. صدای ترمز ماشین می آید، وقت پیاده شدن است...
داستان کوتاه - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:42
هوا سرد بود.صدای زوزه ی باد از لا به لای شاخه های عریان درختان به گوش می رسید.روی زمین سرد دراز کشیده بود.مدتی بود که مدام در جایش غلت می زد تا شاید چشمانش گرم شود،اما انگار سرمای درون اتاق گرما را از چشمانش ربوده بود.باز بی خوابی به سراغش آمده بود.دوباره در جایش غلت زد و به سمت طفل خردسالش برگشت.دس...