خرید بک لینک

آمده ام کلمات را آب و جارو کنم، قاب خاطرات را دستمال بکشم و به این صفحه ی خاکستر نشین سلامی بکنم.

.

خیلی وقته این صفحه رو به امان خدا ول کردم و چیزی ننوشتم. اون قدیما زمانی که تازه وارد دهه ی دوم زندگیم شده بودم، انشاهام رو اینجا به اشتراک میذاشتم حالا که دهه ی دوم زندگیم هم کامل شده اومدم تا سری به نوشته های خاک خوردم بزنم. مطالب قدیمی تر رو که بخونید متوجه خامی و کودکانه بودن متن ها می شید.

خواستم یاد ایام کنم.

برگشتم ادامه بدم. پر قدرت تر از قبلم. به امید نویسنده شدن.

آرزو که بر جوانان عیب نیست؟ هست؟!

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 14:30 توسط زینب رسولی  | 

برچسب: نویسنده: غزل حسنی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:07

صفحه بندی