چرا ادبیات؟!
ما انسان ها در زمانه ای زندگی می کنیم که شرایط بغرنج و مشغله های بسیار هروقت خسته ی مان می کند ترجیح می دهیم برای لحظاتی هرچند کوتاه از کشمکش های روزانه فارغ شویم و برای رهایی از آنها چاره ای بیندیشیم. قصه سازی و قصه گویی یکی از ترفندهای جذاب و پرنشاط برای رفع این مشکل خواهد بود. اگر کمی عمیق تر فکر کنیم می بینیم بشر همواره در طول تاریخ به دنبال خلق روایت های داستان گونه بوده. انسان های اولیه نیز با وجود کمترین تواناییات و کمترین دانش از این سلاح بهره می بردند. نقاشی روی دیوار غارها حاکی از همین مسئله است که هرکدام به نوبه ی خود، حکایت یا قصه ای را رقم می زند. همینطور اشعار شعرای بزرگ، ترانه ها، فیلم ها و سریال ها هرکدام بیانگر یک قصه هستند. حتی از قدیم الایام مفاهیم تربیتی را در ادبیات می گنجاندند. همه ی ما دوستی و دشمنی، صداقت و دروغگویی، ظلم و مهربانی را لا به لای یکی بود یکی نبود قصه هایی که برای مان گفته اند آموخته ایم، از حکایات پند گرفته ایم و برای نسل های بعد از خود نیز نقل کرده ایم. ادبیات پناهگاه مناسبی برای تتازه قوا و رهایی از دلخستگی ها و روزمرگی هاست. ادبیات قایق شناوری در آبی بی کران خیال است که مسافرانش را انسان ها تشکیل می دهند و اگر "این مهم" نیاز نبود، قصه ها هیچ وقت آفریده نمی شدند. ما آدم ها جسم محدودی داریم اما با وجود همین محدودیت، از طریق اندیشه و تفکر می توانیم مرزهای جهان خیال بگذریم و خالق بهترین ایده ها باشیم.
ادبیات دوست ماست.
با او مهربان تر رفتار کنیم.
به بهانه ی روز قلم و نویسنده♥️
۱۴ تیر ۱۴۰۰
خدایا نویسندگی ام آرزوست هرچند رخت این سمت بر ما گشاد است ولی آرزو که بر جوانان عیب نیست، هست؟
البته آرزو همراه با تلاش و پشتکار
برچسب:
نویسنده: غزل حسنی